پایگاه خبری تحلیلی استان گیلان

  پایگاه خبری تحلیلی استان گیلان

خبر آمد خبری در راه است ( اللهم عجل لولیک الفرج )


دانشگاه انتظار بعد از 1300 سال دانشجو می پذیرد.
متاسفانه این دانشگاه هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است...
این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون بعمل می اورد.
مدارک لازم برای ثبت نام:
نماز اول وقت و ولایت مداری
نمازهای نافله و نماز شب
دائم الوضو بودن
دلی پر از ثواب
اللهم عجل لولیک الفرج 

حالا تو ...
سال هاست 
که "منتظر" مایی
از بی دردی من
چه درد ها کشیده ایی
دردت به جان من
ای انتهای درد ها
بیا که
تقویم ها
منتظرند
تا آمدنت را
مبدا تاریخ خود کنند...
 
درخت پیر خانه ی ما
سرک می کشد از دیوار
تا رصد کند
شاید
نرگس
گل کند
غروب جمعه!

چرا پرچم امام حسين(ع) به رنگ سرخ است؟

فرهنگ خون‌خواهي در ميان همه اقوام و ملل جهان از جمله عرب‌ها بوده است. در ميان اعراب رسم بر اين بوده كسي كه خونش به ناحق و مظلومانه بر زمين ريخته مي‌شد و انتقام آن به نحو شايسته‌اي گرفته نمي‌شد پرچم سرخي بر مزار او مي‌گذاشتند. پرچم سرخ افراشته شده بر گنبد امام حسين (ع) نيز از همين باب مي‌باشد.در زيارتي كه امام صادق (ع) به «عَطِيّه» آموخت آمده است: «شدت همبستگي و پيوند سيدالشهدا با خدا به نحوي است كه شهادتش همچون ريخته شدن خوني از قبيله خدا مي‌ماند كه جز با انتقام‌گيري و خونخواهي اوليا خدا، تقاص نخواهد شد». (ر. ك: مجلسي، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۴۸ و ۱۶۸). از همين روي است كه امام حسين عليه السلام را ثارالله يعني خون خدا مي‌نامند و خونخواهانش را لثارات مي‌نامند.پس پرچم امام حسين عليه السلام هم به رنگ سرخ است تا نشان دهنده اين موضوع باشد كه منتقم خون آن بزرگوار خود خداوند تبارك وتعالي است و خون آن بزرگوار هرگز فراموش و پايمال نخواهد شد.
از طرف ديگر اين رنگ بيدار كننده همه عاشقان و دلباختگان آن حضرت مي‌باشد كه بدانند كه امامشان چگونه و با چه مظلوميتي به شهادت رسيده و همانند آن حضرت هميشه آماده جانفشاني در راه خدا باشند.
اين پرچم زيباي امام حسين عليه السلام به رنگ سرخ است تا به من و شما و اهالي دنيا بفهماند كه از روز تاسوعا كه پرچم سرخ را بر فراز چادر حسين بن علي عليه السلام برافراشتند تاكنون همچنان جنگ با كفار و قاتلين آن حضرت ادامه دارد و اين امر تا ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف كه منتقم خون آن بزرگوار است ادامه خواهد داشت.
از اين‌روست كه در فرازهاي آخر دعاي ندبه مي‌خوانيم: «اين الطالب بدم المقتول بكربلا»؛ كجاست طلب كننده خون كشته كربلا؟ امام زمان شخصاً طالب خون بناحق ريخته جد مظلومش حسين بن علي عليه السلام است و تا قيام ايشان همچنان پرچم خونخواهي مظلوم كربلا به دست با كفايت ايشان است، اميد است كه انشاء الله ما هم جزو سربازان آن بزرگوار در زمان ظهورش باشيم تا از منتقمان خون سيدالشهداء قرارگيريم.
 
 

منبع :  وبلاگ حوراء

نقاره های گنبد طلا....

چرا هروقت نقاره هات به صدا در می آید دلم می لرزه ،نمیدونم !!!

جرا هروقت نقاره هات به صدا در می آ ید اشکم جاری میشه ،نمی دونم !!!

 میدونی .... یه حس عجیبیه ... یه صدای خاصیه که انگار یه عمر دنبالش بودمو اینجا پیداش کردم .خیلی از آهنگا هست آدما یاد خیلی چیزا وخیلی کسا میندازه اما یه کمبودی توی صدا هام بود ،دلم دنبال یه صدایی میگشت که

هم غم داشته باشه هم شادی

هم بوی همه کسو بده هم بوی بی کسی

هم بوی درد بده هم بوی درمان

هم آرامش بم بده هم دلمو بی قرار کنه

هم عاقلم کنه وهم دیوونه

هم عارفم کنه وهم عاشق ...

میدونی ...

دلم خیلی وقت بود دنبال یه صدا میگشت که همه ی نگفته هارو بگه ، حرف دلارو بشه از بین تارو پود ملودی هاش کشید بیرون ،حرف دل مادری که دختر بچه 4 سالشو 1 ساله که بسته به پنجره فولادتو هر روز به این امید چشماشو باز میکنه که نقاره هات برای شفای دخترش به صدا دربیان،حرف دل پدری که اجاره خونش چند ماهه عقب افتاده و اومده اینجا از شرمندگیش جلوی خونوادش برات میگه از وقتایی که سرشو انداخته پایینو آروم گریه کرده وقتی دیده سر سفرش جز نون ویه غذای ساده نیست،حرف دل پیرزنی که از دار دنیا 1 پسر داره و اونم بخاطر عقب افتادن قسطای ماشینیش وشکایت کردن ضامنش افتاده تو زندان،حرف دل پسری که عاشق شده اما هیچی نداره پا پیش بزاره ، حرف دل پدر دل سوخته ای که پسر ورزشکارش اسیر دام اعتیاد شده و هر روز جلوی چشماش ذره ذره آب میشه حرف دل کسایی که میان اینجا و ظهور آقاشونو ازت می خوان و صبرشون دیگه لبریز شده ،حرف دل کسایی که خسته شدن از تاریکیو و اینجا دنبال یه روزنه ی امید می گردن ....،حرف دل کسایی که ...

چه جوریه که همه ی این حرفا توی این صدا خلاصه شده نمیدونم !!!

چه جوریه که این همه اشکو ناله وخواهش توی این صدا پنهان،نمیدونم!!!

و قشنگترین منظره ی دنیا وقتیه که صدای نقاره هات توی صحن انقلابت میپیچه و اشک چشم کسی که خسته از همه جا به ایوون طلات تکیه داده بی اختیار روی گونه هاش میریزه ...

اینجا چقدر راحت میشه گریه کرد ،دیگه کسی از بی کسی هاش خجالت نمیکشه !چقدر راحت میشه داد زدو عقده های دلو باز کرد،چقدر توبه کردن اینجا آسونه چقدر خدایی شدن اینجا نزدیکه چقدر بال درآوردنو پرواز کردن اینجا ممکن!!!اینجا همه مثل همن ...شاه وگدا ،هردوتاشون در مقابل تو واین جلال وشکوهت پیشانی عجز به زمین ساییدن !

آخ که اینجا واقعا بهشته ...

و صدای نقاره هات ...

و اون صدا ،تنها اون صداست که منو مست خدایی شدن میکنه ...

**********************************

منبع :وبلاگ کبوتر حرم

ادامه نوشته

روحانی و مجمعی از عقلاء

وبلاگ خبرنگار در جدیدترین مطلب وبلاگ خود نوشت؛ دهه 60 در ایران مملو از حوادث و اتفاقاتی است که شناخت آن‌ها می‌تواند گوشه‌هایی از اتفاقات امروز کشور را روشن سازد. به همین جهت و بنا به ضرورت این ایام، گوشه کوچکی از فعالیت یک جریان سیاسی خاص را در دهه 60 بازگو می‌کنیم.

پس از سال 61 جریانی سیاسی در کشور تلاش می‌کرد که علی رغم نظر امام (ره) و فرماندهان جنگ  بحث پایان جنگ را مطرح و در ادامه کشور را به سمت نوعی تسلیم شدن وادار نماید. اسناد انقلاب و فرمایشات حضرت امام (ره) نشان می‌دهد که ایشان همواره به دنبال تحقق شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان» بودند و البته به گواهی همه فرماندهان نظامی کشور و برخی از سیاسیون این شعار امام (ره) تحقق یافتنی بود و در صورتی که حمایت‌های همه جانبه از جنگ به عمل می‌آمد قطعاً صدام سقوط کرده و جایگاه بین‌المللی ایران به شکل شگفت‌آوری ارتقاء می‌یافت.

http://www.gallery.diyarebaran.ir/2013/08/%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-300x210.jpg

در این یادداشت کوتاه مجال به پرداختن به این موضوع نیست و البته هدف این یادداشت نیز مبحث جنگ نمی‌باشد. در این رابطه کتاب‌های متعددی به چاپ رسیده است که خوانندگان محترم می‌توانند به آنها مراجعه نمایند.

لکن این نکته ضروری و مهم است که همواره و تا زمان پذیرفتن قطعنامه 598 توسط امام خمینی (ره) در تاریخ 28 تیر ماه سال 67، ایشان مخالف جدی بحث پایان جنگ بوده و در نهایت نیز از پذیرش قطعنامه به عنوان قبول جام زهر یاد می‌کند، و در طرف مقابل از سال 63 به بعد بحث‌های جدی در مورد پایان جنگ علی‌رغم نظر صریح امام (ره) صورت می‌گیرد، که اثرات نام مطلوبی را در جبهه‌های نبرد باقی می‌گذارد. پرچم‌دار بحث پایان جنگ در آن زمان کسی نبود جزء جناب آقای هاشمی رفسنجانی، ریاست وقت مجلس شورای اسلامی و نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی جنگ.

جناب آقای حسن روحانی نماینده وقت مجلس شورای اسلامی و از نزدیکان جناب هاشمی بود و است و همچنین در آن دوران ریاست پدافند هوایی کشور را نیز بر عهده داشت. ایشان در سال 64 به همراه تعدادی از نمایندگان وقت مجلس  جلسه ای را برگزار می‌کنند و آن را مجمع عقلاء می‌نامند. این مجمع قرار است بحث‌های جدی در رابطه با پایان جنگ را در کشور مطرح و مسیر کشور را به آن سمت هدایت کند.

نکته جالب این است که، این  تعداد از نمایندگان که موافق پایان جنگ بودند، خود را عقلاء نامیده و این ادبیات سیاسی را رایج می‌کردند که در مقابل، هر فرد یا گروهی که خواهان ادامه جنگ است تندرو بوده و غیرعقلایی است!!.

http://namehnews.ir/content/files/danande/12838.jpg

امام خمینی (ره) بلافاصله پس از اطلاع از این جلسه به آقای هاشمی دستور می‌دهند که «این چیست؟، چه کسی این جلسات را تشکیل می‌دهد؟، بگویید این جلسات را تعطیل کنند و این حرف‌ها را نزنند» (بررسی عملیات والفجر 8، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس 1390، صفحه 69)، و آقای هاشمی رفسنجانی نیز بیان می‌کنند که «امام لحظه‌ای اجازه نمی‌داد درباره ختم جنگ بحث کنیم. در مجلس هم عده‌ای بودند به نام مجمع عقلاء و آقای حسن روحانی که برای پایان دادن به جنگ فعالیت می‌کردند، امام (ره) آن‌ها را سر جایشان نشاند». (نگاهی به روند پایان جنگ و پذیرفتن قطعنامه 598، روزنامه جمهوری 27/4/90).

لازم به ذکر است، طبق اسناد نه تنها این جلسات که بر خلاف نظر امام خمینی (ره) بوده و ایشان دستور تعطیلی داده بودند تعطیل نشده است، بلکه به شکلی دیگر در مجلس ادامه می‌یابد تا فشارهای  سیاسی را جهت دستیابی به نظراتشان افزایش دهند.

و اما امروز؛ جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست جمهور محترم در دفاع از کابینه خود و در بیان سوابق برخی از وزرای پیشنهادی، با افتخار اعلام می‌دارند که ایشان نیز از دوستان مجمع عقلاء بودن و کذا و کذا...

برای جناب آقای دکتر روحانی آرزوی موفقیت می‌کنیم و امیدواریم در این مسیر پر خطر در پیشگاه ملت و صاحب اصلی این کشور سربلند و پیروز باشند.

تماشای تو تمامی ندارد !


آقــــا جــان
دلـم ...

نــه هـوای گنـبـد طلـایـی تـان را

نـه هـوای صـحـن و رواق هـای تـان را

نـه هـوای مـسجـد گـوهـر شادتـان را

نـه هـوای نـقـاره خـانـه تـان را

کـه هـوای خــود ِخــودتـان را کـرده اسـت …

آنجـا کـه بـگـویم :

* الـسلـامُ عَـلَیـکَ یــا عَلـیَّ بـنَ مـوسـی ، اَیُّـهَـا الـرّضــا *

و شمـا بـشنـویـد و جـوابـم را بـدهـیـد !!

کـه : اَنــتـَــ تـَسمَـعُ کَلـامــی ، وَ تــرّدُ سَلـامـی …

اُطـلُبنــی ...



+ امام رئوفم دل تنگم ... خیلی دلتنگم ... خودت به داد دلم برس ...


منبع : یا لثارات الحسین

فواید حضور بانوان در مجلس!

وبلاگ خبرنگار در جدیدترین مطلب وبلاگ خود نوشت؛ یکی از دوستان می‌گوید فلانی، درباره نمایندگان زن مجلس بنویس، آن 9 نفر!. می‌گویم چه بنویسم؟ همین‌قدر که زحمت می‌کشند و می‌آیند و می‌نشینند در مجلس، خودش کلی کار انجام داده‌اند!، باید برای همین آمدن از آن‌ها تقدیر کرد!. دوستم می‌گوید درباره منفعل بودن و عملکرد ضعیف‌شان بنویس!، می‌گویم کجا منفعل هستند!؟ من هم اگر جای آن‌ها بودم در موافقت یا مخالفت وزیری حرف نمی‌زدم، چون زشت است هنگام حرف زدن یک خانم، نمایندگان آقا دو دو کنند!.

در این مجلس ما که صدا به صدا نمی‌رسد و همه داخل صحن می‌چرخند و حرف می‌زنند، صدای زنانه برای موافقت یا مخالفت صدای خوبی نیست!. این مجلس ما صدای مردانه می‌خواهند، مردی که فریاد بزند، نه زنی که آرام صحبت کند!.


دوستم می‌گوید پس 9 نماینده زن چه نقشی در جلسه‌های رأی اعتماد به وزرا داشتند؟، پس اگر این 9 نماینده زن در جلسه‌های رأی اعتماد شرکت نمی‌کردند، چه اتفاقی می‌افتاد؟، گفتم حضورشان اتفاقاً بسیار خوب است، چون آقایان رعایت می‌کنند که خانم در مجلس نشسته است و سخن‌های بوووق‌دار نبر زبان نمی‌آورند و برخی از حرف‌ها را بلند بلند نمی‌زنند!.

این 9 نفر حضورشان بسیار موثر است. برای مثال تا به حال هرگاه رییس‌جمهور یا یکی از وزیران پیشنهادی درباره زنان و نقش زنان و حقوق سخن گفته، دوربین سریع نمایندگان زن مجلس را نشان داده است. این دستاورد کمی است مگر!؟، اگر نمایندگان زن مجلس نبودند دوربین چه چیز را نشان می‌داد؟، آیا دوربین باید نمایندگان آقایی مثل جنابان تابش، محجوب و ... را نشان می‌داد!؟

این دوستان اصلاً متوجه رأی مهم نمایندگان زن نیستند، 9 رأی!، رأی کمی نیستا، بسیار تأثیرگذار است. برای خودش رقمی کلان است. البته نمایندگان بانو در جلسه‌های دیگر مجلس بسیار فعال‌تر هستند. برای مثال، بعضی وقت‌ها نام آن‌ها در فهرست نمایندگانی که تأخیر دارند نیز وجود دارد و این‌طوری نیست که اصلاً کاری نکنند!.

بله، زنان در مجلس ما حضور فعال دارند. من خودم چندین بار نطق پیش از دستور آن‌ها را با گوش‌های شخصی خود شنیده‌ام. بارها تذکرهای آن‌ها را شنیده‌ام!. زنان مجلس ما نماینده‌هایی در برخی فراکسیون‌ها مانند فراکسیون بانوان دارند و گاهی نیز با رسانه‌ها مصاحبه‌هایی درباره وضعیت بانوان انجام می‌دهند.

برای نمونه، سخنگوی فراکسیون محترم زنان مجلس شورای اسلامی چندی پیش گفته است: «انتظار می‌رفت دولت یازدهم در مورد حضور زنان در کابینه جدیت بیشتری داشته باشد، زیرا خانم‌های مدیر و لایقی داریم که توانمندی‌های آن‌ها به همه اثبات شده است». کو گوش شنوا !؟. البته منظور ایشان بانوان توانمند مجلس نبوده است!.

سفری به پهنای آسمان

ماه رمضان که فرا می رسد ، حال و هوای دیگری پیدا میکنی و خودت را بیش از هر وقت دیگر، برای ساخته شدن و پیرایش از عیب ها و ناپاکی ها ، آماده می یابی و هر آن چیز که تو را در این مسیر یاری کند ، برایت جذاب است.ما هم این فرصت را غنیمت دانستیم و مطالبی را در ذیل بیان نمودیم، باشد که چراغ راه شما دوستان در این ضیافت چند روزه و در تمامی ساعات و لحظات زندگی تان باشد.

واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معانی بارانی است که اول پاییز می بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان، پاک می کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است.

ماده رمض در هر وزن و باب از اوزان زبان عربی بکار می رود، معنایی از گرما و سوزاندن در آن وجود دارد اما درباره این که چرا این نام بر یکی از ماه های سال گذاشته شده، اقوال مختلفی مطرح شده که برخی عبارتند از :

1- هنگامی که ماه ها را نامگذاری کرده ، از زبان های قدیمی به عربی بر می گرداندند، این ماه با ایام گرمای سوزان مطابق شد؛ بنابراین رمضان نامیده شد.

2- ارماض به معنای احراق و سوزاندن است و چون در ماه رمضان گناهان بندگان با اعمال نیک و شایسته سوزانده می شوند، این ماه رمضان نامیده شد.

3- دل های روزه داران در این ماه، حرارتی از موعظه و تفکر در امر آخرت به خود می گیرد؛ چنان که ماسه و سنگ حرارت خورشید را به خود می گیرند، از این رو ، این ماه، رمضان نامگذاری شد.

4- گویا عرب ها به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگی و تشنگی و چشیدن سختی، این نام را بر این ماه نهاده اند.

علت های دیگری نیز برای نام گذاری این ماه به رمضان در کتاب های حدیثی و تفسیری آمده است . در شماری از روایات، این نام گذاری به سبب نقشی دانسته اند که ماه رمضان در پاک سازی آیینۀ جان از آلودگی گناهان و پاک سازی روان از زنگار خطاها دارد.از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است :« إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛ این ماه را رمضان نامیده اند ؛ چون گناهان را می زداید»(1) همچنین در حدیثی آمده است که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: رمضان چیست؟ فرمود: خداوند در آن گناهان مومنان را می سوزاند و می آمرزد.(2)

از امام حسن بن علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است، كه فرمود : تنی چند از یهود به نزد رسول خدا صلّی اللهّ علیه و آله آمدند، پس دانشمندترین ایشان در باره مسائلی از آن حضرت سؤال كرد، و از جمله سؤالهایش این بود كه گفت: خدای عزّ و جلّ به چه منظور 30 روز روزه در ساعات روز را بر امّت تو واجب ساخته است و بر امّتهای دیگر بیش از این فرض فرموده است؟

رسول خدا(ص) فرمود : وقتی آدم علیه السلام از آن میوه درخت خورد ، سی روز اثر آن در شكم او باقی ماند، از این جهت خدا سی روز گرسنگی و تشنگی را بر نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می خورند تفضّلی از جانب خدای عزّ و جلّ درباره ایشان است. و كار بر آدم نیز بر همین گونه بوده است، و از این رو خدا آن را بر امّت من واجب ساخته است. سپس این آیه سوره بقره را تلاوت فرمود : « كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ... » مرد یهودی گفت: راست گفتی یا محمّد، پس مزد كسی كه این ایام را روزه بدارد چیست؟

فرمود: هیچ مؤمنی نیست كه ماه رمضان را به قصد قربت روزه بدارد، مگر آنكه خدای تبارك و تعالی 7 خصلت را بر او واجب می سازد: نخست آنكه حرام را در بدنش ذوب می كند، و دوم آنكه او را به رحمت خدای تبارك و تعالی نزدیك می سازد، و سوم آنكه با این عمل خطای پدرش آدم را جبران می كند، و چهارم آنكه فشارهای بی هوش كننده جان دادن را بر او آسا ن می سازد، و پنجم آنكه او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد، و ششم آنكه خدا برات آزادی از آتش جهنّم را به او عطا می كند، و هفتم آنكه خدای عزّوجلّ او را ازغذاهای پاكیزه بهشت اطعام می نماید. گفت: راست گفتی، یا محمّد.

علت روزه دارى
همچنین هشام بن حكم از امام صادق علیه السلام در باره علت روزه گرفتن سؤال كرد. آن حضرت فرمود: همانا كه خدای عزّ و جلّ روزه را از آن رو واجب ساخت كه غنی و فقیر به وسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنی چنان نبود كه اثر گرسنگی را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنی هر زمان كه چیزی می خواست بر آن قادر بود، از این رو خدای عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوی برقرار سازد، و رنج گرسنگی و درد را به غنی بچشاند، تا نسبت به ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد.(3)

پی نوشت:
م.حسرتی
1- ماه خدا ، حدیث 34
2- سیوطی ، الدرالمنثور، ج1،ص444

3- من لایحضر هالفقیه، ج 2، ص، 387

منبع : وبلاگ آفتاب پنهان

رودخانه‌های رشت؛ از ماهی سفید تا منشأ بیماری!!

شهر رشت با همه سرسبزی و زیبایی‌هایش دو رودخانه مهم دارد که از مرکز این شهر می‌گذرد. این دو رودخانه که در دل شهر رشت قرار دارند، روزگاری شاهرگ حیاتی این شهر بودند، اما سالیان بسیاری است که عنوان آلوده‌ترین رودخانه‌های جهان را یدک می‌کشند و به درد دل شهر رشت تبدیل شده‌اند.

رودخانه نخست شهر رشت گوهررود نام دارد که با طولی در حدود ۴۰ کیلومتر از ارتفاعات کوه‌های سراوان سرچشمه می‌گیرد و پس از اتصال به رودخانه زرجوب، رودخانه پیربازار را تشکیل می‌دهد و در پایان راه به تالاب بزرگ انزلی می‌رسد.

رودخانه دوم بزرگترین شهر شمال کشور زرجوب (به معنی رودخانه طلایی!) نام دارد که از کوه‌های کم ارتفاع هزار مرز، نیزه‌سر، جوکلبندان و کچا از حدود ۲۵ کیلومتری جنوب رشت سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به رودخانه گوهررود و تشکیل رودخانه بزرگ پیربازار از طریق بخش شرقی وارد تالاب بین‌المللی انزلی می‌شود.

به گفته قدیمی‌ها، رودخانه‌های گوهررود و زرجوب در زمان‌های دور در زیبایی و برخورداری از آب شفاف زبانزد بودند و مکان امنی برای ماهیان محسوب می‌شدند. جوانان به ویژه در فصل تابستان برای شنا و ماهی‌گیری به این دو رودخانه می‌رفتند، اما این روزها، در فصل تابستان و با گرم شدن هوا کسی نمی‌تواند حتی از کنار این دو رودخانه عبور کند و راحت‌ نفس بکشد، زیرا بوی مشمئز کننده‌ای انسان را آزار می‌دهد و مجبور می‌شود برای لحظاتی نفس خود را حبس کند تا از گزند بوی نامناسب این رودخانه‌ها در امان باشد.

تا چند سال پیش گاهی برخی لاک‌پشت‌ها را می‌دیدیم که در این رودخانه‌ها با سختی به زندگی خود ادامه می‌دادند، اما امروز دیگر خبری از آنها نیست و تنها رودخانه‌هایی را شاهد هستیم که به جای آب زلال و ماهیان، تنها فاضلاب در آنها جریان دارد.

به ویژه در سال‌های اخیر، این دو رودخانه به کانال‌های بسیار بزرگ حمل فاضلاب و زباله تبدیل شده و به منشأ انواع بیماری‌ها و مشکلات زیست محیطی تبدیل شده‌اند. می‌توان پساب‌های کشاورزی، شهری، صنعتی و زباله‌ها را چهار عامل آلوده‌کننده رودخانه‌های زرجوب و گوهررود دانست.

همچنین فاضلاب‌های خانگی، بیمارستانی و صنعتی عوامل بیماری‌زایی دارند که وقتی در رودخانه‌های رشت سرریز می‌شوند به ویژه در فصل گرم تابستان به سبب کاهش ریزش باران، قابل دیدن می‌شوند و بوی بدی از آنها منتشر می‌شود و چه بسیار افرادی که به جای استفاده از فضا و طبیعت این رودخانه‌ها به دلیل آلودگی آن بیمار می‌شوند.

هنوز که هنوز است متولی اصلی رودخانه‌های گوهررود و زرجوب مشخص نیست و هر دستگاهی افتخار متولی بودن این دو رودخانه را به دستگاه دیگر می‌دهد، اما شنیده شده که شهرداری رشت بیشترین سهم را در مراقبت از این دو رودخانه شهر رشت دارد.

در انتخابات گذشته مجلس و شورای شر وعده‌های بسیاری درباره رودخانه‌های زرجوب و گوهررود داده شد اما شاهد عمکرد قابل توجهی نبودیم. در انتخابات اخیر نیز بسیاری نامزدهای شورای شهر درباره احیای این دو رودخانه مهم شهر رشت وعده‌های بسیاری دادند، که امید است به سخنان خود عمل کنند و تنها با هدف جلب آرای مردم این سخنان را بر زبان جاری نکرده باشند.

نگارنده تنها می‌خواهد بگوید، رودخانه‌های گوهررود و زرجوب این روزه‌ها در شرایط خوبی نیستند و نجات این دو رودخانه که از سرمایه‌های شهر رشت محسوب می‌شوند تنها با همت و تلاش جدی همه مسئولان ذی‌ربط امکان‌پذیر است.

گمنامترین قهرمانان دفاع مقدس...

راه می رود،

سرفه می کند

پلک می زند،

 سرفه می کند

تکیه می دهد،

سرفه می کند

سرفه می کند، سرفه می کند،سرفه می کند

ایستاده مرده است!

لحظه ای هزار بار تکه تکه های او

 شهید می شوند ....

 

حمیده نعمتی


منبع :بابام می گه امام رضا....